السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

30

مقدمه نقض و تعليقات آن

رازى ولى مقصود بذكر در اينجا در كلام صاحب مجالس المؤمنين بدون شك نصير الدين عبد الجليل بن ابى الحسين بن ابى الفضل قزوينى رازى صاحب كتاب « بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض » است كه صاحب مجالس المؤمنين بسيار مكرر در تضاعيف كتاب خود از آن نقل كرده است و غالبا محض اختصار از آن بكتاب « النقض » تعبير مينمايد و شرح احوال مؤلف آن را نيز بعنوان « عبد الجليل قزوينى رازى » در مجلس پنجم از همان كتاب يعنى مجالس المؤمنين مشروحا ذكر كرده است و از آنجا برمىآيد كه عبد الجليل مذكور در سنهء پانصد و پنجاه در حيات بوده و بنابراين به كلى معاصر با ابو الفتوح رازى بوده است و شرح احوال ابن عبد الجليل قزوينى بعلاوهء مجالس المؤمنين در فهرست منتجب الدين مطبوع در اول جلد 25 بحار الانوار ص 9 و امل الامل شيخ حر عاملى مطبوع در آخر منهج المقال ص 379 و روضات الجنات ص 350 - 351 نيز مسطور است و در كتاب « التدوين فى ذكر اخبار قزوين » رافعى قزوينى ( نسخهء اسكندريه ص 342 ) نيز شرح حال مختصرى از او مذكور است كه عين عبارت او اين است : « عبد الجليل بن ابى الحسين بن [ ابى ] الفضل ابو الرشيد القزوينى يعرف بالنصير واعظ اصولى له كلام عذب فى الوعظ و مصنفات فى الاصول توطن الرى و كان من الشيعة ( انتهى ) » . و مخفى نماناد كه كتاب نقض الفضائح ما نحن فيه چنان كه صريح روضات الجنات است ص 144 به زبان فارسى بوده و از فقراتى كه صاحب مجالس المؤمنين در مواضع عديدهء كتاب خود از آن كتاب نقل كرده معلوم مىشود كه به فارسى بسيار شيرين سليس دلكشى بوده است و علاوه بر موضوع اصلى آن كه رد بر كتابى بوده موسوم به « بعض فضائح الروافض » تأليف يكى از علماء عامه حاوى اطلاعات بسيار نفيس مهمى راجع بتاريخ و جغرافياى رى و نواحى آن بوده است و اين كتاب تا عهد صاحب رياض العلماء ميرزا عبد اللّه اصفهانى معروف بافندى يعنى تا اوائل قرن دوازدهم هجرى موجود بوده است ( روضات الجنات ص 351 ) و هيچ بعيد نيست كه هنوز نيز در يكى از كتابخانه‌هاى ايران يا عتبات عاليات موجود باشد » . حضرت مستطاب عالى در رقيمهء كريمه اشاره فرموده‌ايد كه اطلاع حضرت مستطاب عالى بطور اتفاق بر شرح احوال مؤلف اين كتاب در روضات الجنات يكى از تصادفات عجيب بوده و آن را از راه لطف حمل بر صفاى باطن اين جانب فرموده‌ايد حالا پس از ملاحظهء جمل اخيرهء اين حاشيه كه روى آنها با مركب سرخ خط كشيده‌ام « 1 » اذعان خواهيد فرمود كه قى الواقع اين تصادف عجيب قبل از همه چيز از كرامات و صفاى باطن خود حضرت مستطاب عالى بوده زيرا كه مثل اين ميماند كه اين رقيمهء كريمهء حضرت مستطاب عالى جواب از سؤال مقدر اين جانب بوده است در خصوص تفتيش از وجود اين كتاب بدون اينكه از اين حاشيهء مقدمهء ابو الفتوح خبرى داشته باشيد و بعبارة اخرى چون ترتيب

--> ( 1 ) جمل مشار اليها از عبارت « و اين كتاب تا عهد صاحب رياض العلماء » است تا عبارت « موجود باشد » .